الشيخ أبو الفتوح الرازي

223

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

عاجل مىخواهند . گفتند ( 1 ) : اين ( 2 ) در نضر بن الحارث آمد چون گفت : فَأَمْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماءِ ( 3 ) . . . ، و گفت : عَجِّلْ لَنا قِطَّنا قَبْلَ يَوْمِ الْحِسابِ ( 4 ) . * ( وَلَوْ لا أَجَلٌ مُسَمًّى ) * ، و اگر نه وقتى است [ مسمّى ] ( 5 ) ، نامزد كرده در نزول عذاب به ايشان . عبد اللَّه عبّاس گفت : معنى آن است كه ( 6 ) ، من وعده دادم تو را كه در عهد تو عذاب استيصال نكنم و عذاب كافران عهد تو تا قيامت نكنم ، بيا نه قوله : بَلِ السَّاعَةُ مَوْعِدُهُمْ ( 7 ) الاية . ضحّاك گفت : اگر نه آنستى كه ايشان را اجلى هست مسمّى از مدّت عمر هر يك ( 8 ) كه نهاده‌ام و نبشته ( 9 ) . و گفتند : مراد به * ( أَجَلٌ مُسَمًّى ) * ، روز بدر است ، يعنى تأخير عذاب ايشان كرده‌ام تا روز بدر . * ( لَجاءَهُمُ الْعَذابُ ) * ، « لام » جواب « لولا » است ، عذاب به ايشان آمدى و ايشان را ناگاه گرفتى . و نصب « بغته » بر حال است . * ( وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ ) * ، و اين « واو » هم حال است ، در حالى كه ايشان بى خبر بودندى از آن . * ( يَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ ) * ، تعجيل مىكنند تو را به عذاب . * ( وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ ) * ، و دوزخ محيط است و گرد ( 10 ) كافران در آمده است . * ( يَوْمَ يَغْشاهُمُ الْعَذابُ ) * ، عامل در « يوم » ، « محيطة ( 11 ) » باشد يا فعلى مقدّر ، نحو : اذكره ( 12 ) ، و اين احاطت دوزخ در روزى بود كه عذاب ايشان را بپوشد از بالاى سر ايشان و از زير قدم ايشان . * ( وَيَقُولُ ) * ( 13 ) * ( ذُوقُوا ) * ، اهل كوفه خواندند و نافع : « و يقول » ، بالياء ، يعنى يقول اللَّه ، خداى گويد ( 14 ) . و باقى قرّاء به « نون » ، يعنى ما گوييم ( 15 ) ، و معنى يكى باشد . * ( ذُوقُوا ما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * ، بچشى آنچه كرده بودى .

--> ( 1 ) . آب ، آز ، كا : گفته‌اند . ( 2 ) . همهء نسخه بدلها : آيت . ( 3 ) . سورهء انفال ( 8 ) آيهء 32 . ( 4 ) . سورهء ص ( 38 ) آيهء 16 . ( 5 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد . ( 6 ) . همهء نسخه بدلها : گفت : اگر نه آنستى كه . ( 7 ) . سورهء قمر ( 54 ) آيهء 46 . ( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : يكى . ( 9 ) . كا : نوشته . ( 10 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : به گرد . ( 11 ) . همهء نسخه بدلها : محيط . ( 12 ) . همهء نسخه بدلها ، اذكر . ( 13 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، آز ، مش : نقول . ( 14 ) . آط ، آب ، آز مش : خداى مىگويد ، آج ، لب ، آز : خدا مىگويد . ( 15 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : مىگوييم .